محمدصادق رسولی

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب-شعر» ثبت شده است

قفسه‌نوشت ۲۰۴: شاخ‌نامه؛ از مسلم حسن‌شاهی واریز

 

باورت می‌شد که ما روزی پفک صادر کنیم؟
خوردنی‌های مجاز و خوش‌نمک صادر کنیم؟

 

هفته‌ای یک بار اینجا جشنِ نیکوکاری است
باز هم باید به دنیا ما کمک صادر کنیم؟

 

حیف! اگر آقا محمدخان هم‌اکنون زنده بود
می‌توانستیم کلّی مردمک صادر کنیم!

 

مردم مظلومِ لندن اندکی افسرده‌اند
همتی کن تا به آنجا قلقلک صادر کنیم

 

«غرب» خود دیوارِ تحریمش ترک برداشته
هیچ لازم نیست دیگر ما ترک صادر کنیم

 

صادرات غیرنفتی ارزشش بالاتر است
بعد از این باید نشست مشترک صادر کنیم

 

کل کشورهای غربی تشنهٔ آزادی‌اند
کاش می‌شد قوطیِ آبِ خنک صادر کنیم!

 

بر سر یک قطره اش هرچند دعوا می‌کنند
نفتمان را نیز باید با کلک صادر کنیم!

 

ما که در اطرافمان بیداریِ اسلامی است
پس نمی‌صرفد به این‌جاها تشک صادر کنیم!

 

سال آینده به اوج خودکفایی می‌رسیم
قصد داریم از همین‌جا قاصدک صادر کنیم

۲۴ خرداد ۰۱ ، ۲۳:۲۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۹۹: پذیرفتن؛ از گروس عبدالملکیان

دست‌های هم را گرفته بودیم

تو در شب قدم می‌زدی

من

در تاریکی

۱۱ فروردين ۰۱ ، ۲۱:۳۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۹۸: تماشایی؛ از میلاد عرفان‌پور

 

به دنیا می‌رسی اما دریغا این رسیدن نیست
کمی آرام‌تر! اینجا امید آرمیدن نیست

ادامه مطلب...
۰۲ فروردين ۰۱ ، ۲۱:۱۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۹۷: حفره‌ها؛ از گروس عبدالملکیان

 

می خواستم بمانم،
رفتم.
می خواستم بروم،
ماندم.
نه رفتن مهم بود و
نه ماندن...
مهم
من بودم
که نبودم.

 

-ص 26-

۲۷ اسفند ۰۰ ، ۲۱:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۷۲: سفر بمباران؛ از علی‌محمد مودب

 

نمی‌‌دانم این کتاب را در دو سال اخیر چند بار خوانده‌ام. شاید جزو ناشعرترین کتاب‌های شعری باشد که دوست‌شان دارم. و از میان این ناشعرها، این یکی به اعتراف پانویس خود شاعر، ناشعرترین است و البته با فضای این روزها شبیه.

 

می‌توانستیم
در صف‌های نان
قرارهای عاشقانه بگذاریم
در فروشگاه‌های بزرگ، قایم‌باشک بازی کنیم
و در کارخانه‌ها شعر بخوانیم
اگر غم نان نبود
اگر دروغ نبود

ادامه مطلب...
۲۵ خرداد ۰۰ ، ۲۱:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۷۰: دو مجموعه شعر از گروس عبدالملکیان

 

مجموعهٔ «سه‌گانهٔ خاورمیانه» را هم می‌شود پیوسته خواند و هم جداجدا. سبک همان سبک گروس است. ترکیبی از خیال، عناصر غیرواقعی و تا حدی شبیه به سبک هندی و البته تصاویر بدیع.

بریده‌ای کوتاه از شعرهای این مجموعه:

«شادی‌های بزرگ ترکم کرده‌اند

و مادرم می‌خواهد

شادی‌های کوچک را کنار بگذارم

سیگار را برمی‌دارم

فندک را برمی‌دارم

و مادرم را کنار می‌گذارم»

 

یا 

 

«شب است

و چهره‌ام

بیش‌تر به جنگ رفته است 

تا به مادرم»

 

 

مجموعهٔ «هر دو نیمهٔ ماه تاریک است» گزیدهٔ شعرهای اوست که هر شعر با نقاشی‌های «مریم قربانی» همراه شده است. اما نمونه‌ای تصویری از این مجموعه:

 

 

 

۱۴ خرداد ۰۰ ، ۱۹:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی