محمدصادق رسولی

۶ مطلب در خرداد ۱۴۰۰ ثبت شده است

قفسه‌نوشت ۱۷۲: سفر بمباران؛ از علی‌محمد مودب

 

نمی‌‌دانم این کتاب را در دو سال اخیر چند بار خوانده‌ام. شاید جزو ناشعرترین کتاب‌های شعری باشد که دوست‌شان دارم. و از میان این ناشعرها، این یکی به اعتراف پانویس خود شاعر، ناشعرترین است و البته با فضای این روزها شبیه.

 

می‌توانستیم
در صف‌های نان
قرارهای عاشقانه بگذاریم
در فروشگاه‌های بزرگ، قایم‌باشک بازی کنیم
و در کارخانه‌ها شعر بخوانیم
اگر غم نان نبود
اگر دروغ نبود

ادامه مطلب...
۲۵ خرداد ۰۰ ، ۲۱:۱۴
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۷۱: کتاب اوهام، اثر پل آستر

 

این کتاب به تعبیری نقطهٔ تلاقی انواع روش‌های روایت نامطمئن پست‌مدرنی پل آستر است. دیوید استاد دانشگاهی که بعد از فوت ناگهانی همسر و دو فرزندش شدیداً افسرده و منزوی می‌شود، خیلی اتفاقی به فیلم‌سازی از دورهٔ فیلم صامت علاقه‌مند شده، کتابی دربارهٔ او می‌نویسد. آن فیلم‌ساز که سال‌هاست ناپیداست بعد از انتشار آن کتاب سر و کله‌اش پیدا می‌شود. دیوید طی اتفاقاتی به او می‌رسد و بقیه‌اش دیگر لو رفتن داستان است.
آستر باز با هم اندیشه‌های سابق و همان فن‌های همیشگی به سراغ داستان می‌رود. ما نمی‌دانیم کجای روایت درست است و کجایش برساختهٔ ذهن راوی. والبته می‌دانیم که همهٔ روایت برساختهٔ ذهن نویسنده است. 
در مقایسه با دو اثر دیگر نویسنده (شهر شیشه‌ای از سه‌گانهٔ نیویورک، و ۴-۳-۲-۱) این کتاب چندلایگی و رمزگونه‌گی کمتری دارد اما با همان سبک آستری مواجه هستیم و زندگی‌های موازی و تلفیق جهان مرده‌ها و زنده‌ها. 

اما بخوانید نقد «جیمز وود» از این کتاب در مجلهٔ نیویورکر:

https://www.newyorker.com/magazine/2009/11/30/shallow-graves
 

۱۸ خرداد ۰۰ ، ۰۱:۲۷
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۷۰: دو مجموعه شعر از گروس عبدالملکیان

 

مجموعهٔ «سه‌گانهٔ خاورمیانه» را هم می‌شود پیوسته خواند و هم جداجدا. سبک همان سبک گروس است. ترکیبی از خیال، عناصر غیرواقعی و تا حدی شبیه به سبک هندی و البته تصاویر بدیع.

بریده‌ای کوتاه از شعرهای این مجموعه:

«شادی‌های بزرگ ترکم کرده‌اند

و مادرم می‌خواهد

شادی‌های کوچک را کنار بگذارم

سیگار را برمی‌دارم

فندک را برمی‌دارم

و مادرم را کنار می‌گذارم»

 

یا 

 

«شب است

و چهره‌ام

بیش‌تر به جنگ رفته است 

تا به مادرم»

 

 

مجموعهٔ «هر دو نیمهٔ ماه تاریک است» گزیدهٔ شعرهای اوست که هر شعر با نقاشی‌های «مریم قربانی» همراه شده است. اما نمونه‌ای تصویری از این مجموعه:

 

 

 

۱۴ خرداد ۰۰ ، ۱۹:۳۸
محمدصادق رسولی

تو


۱.

از آینهٔ عقب می‌توانی رد چروک دور چشم‌هایش را ببینی. این تمام چیزی است که آینه در اختیارت گذاشته. ماسک روی صورتش حجاب بینی و لب‌هایش شده است. در عکس‌های اینستاگرامش دیده‌ای که بینی‌اش همان چیزی که آن روزها می‌دیدی نیست. و لابد لب‌هایش نباید مانند عکس‌هایش پررنگ باشد. پشت ماسک که این کارها معنایی ندارد. به در صندلی سمت راست تکیه داده است. لابد این راه چندساعته خسته‌اش کرده است. شاید به دنبال نشانه‌ای از آن نیویورکی که در ذهنش بوده می‌گردد. و تو دوست داری به این فکر کنی شاید او می‌خواهد حرفی را از گوشهٔ نم‌خوردهٔ خاطراتش بیرون بکشد و با تو در میان بگذارد. بالأخره سر صحبت را باید باز کنی.

ادامه مطلب...
۰۷ خرداد ۰۰ ، ۲۰:۲۱
محمدصادق رسولی

سیاه مشق ۷۰

گرد سم خران شما نیز بگذرد
«سیف فرغانی»


گربهٔ وطن
در هجوم عوعو سگان هار ناشناس
در هراس زوزهٔ هزار گرگ ناسپاس
خسته از خروش بادها
خسته از هجوم خاطرات و یادها
دل‌بریده از شکوه روزگار دور
دل‌شکسته از هجوم موش‌های کور
موش‌های کور خانگی
برکنار از عروج لحظهٔ‌ ترانگی


آه و صد دریغ و صد دریغ
موش‌های کور خانگی
بر تن نحیف او خزیده‌اند
و جان خسته‌اش دریده‌اند

 

۲۶ می ۲۰۲۱
فیلادلفیا


 

۰۵ خرداد ۰۰ ، ۱۹:۱۳
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۱۶۹: هنر شفاف اندیشیدن؛ نوشته رولف دوبلی

ذکر چند گزاره در مورد این کتاب را ضروری می‌دانم:


نخست آن که من ترجمهٔ‌ انگلیسی این کتاب را خوانده‌ام و شهرت مترجم فارسی آن تأثیری مثبت یا منفی بر قضاوت من نداشته است.


دوم آن که حس من نسبت به این کتاب کاملاً دوپهلو است. از سویی این کتاب عملاً‌ یک سرقت ادبی است از کتاب‌هایی مانند «تفکر سریع و کند» و چند کتاب دیگر. حالا که اسم آن کتاب‌ها آورده بشود (به عنوان ارجاع) از بی‌ارزشی صحبت‌های نویسنده کم نمی‌کند. از سویی دیگر کتاب‌های مذکور خیلی درازدامن هستند اما این کتاب در ۹۹ فصل ۲-۳ صفحه‌ای جمع‌آوری شده و قاعدتاً‌ با حوصلهٔ پیامک‌باز واتس‌اپ‌باز عشق اینستاگرام و توئیتر هم‌خوانی بیشتری دارد.


سوم آن که کتاب هر جایی که عشقش کشیده از تکامل داروینی سخن رانده و جاهایی برای تصویر آدم بی‌منطق از متدینین مثال آورده است. عملاً‌ از این جهت این کتاب خانوادهٔ علم و عالم را با هم پیوندی ناموسی داده است. به قاعدهٔ هر نکته جایی دارد،‌ این نویسنده خواسته حجت را بر همه تمام کند که آری! این‌چنین است برادر! من روشنفکر سکولار لیبرال تکامل‌باور هستم. به همین خاطر این کتاب به اندازهٔ حتی اندکی ارزش علمی ندارد. به صراحت عرض می‌کنم که همان‌طور که با خط بطلان کشیدن بدون دلیل بر نظریهٔ‌ تکامل مشکل دارم (ر.ک. نظرم در مورد کتاب آوینی در مورد غرب) با ربط دادن بی‌ربط هر چیزی به تکامل هم مشکل اساسی دارم. این مسأله، یک فرضیهٔ زیست‌شناسی علمی (یا شبه‌علمی)‌ است و برای رد یا اثبات آن نیاز به گزاره‌های علمی قابل آزمایش است.   


چهارم آن که این کتاب پنداری فقط با زاویهٔ دید خرید و فروش سهام نوشته شده است. بله؛ بازار سهام بسیار پیچیده و غیرقابل پیش‌بینی است. اما همه چیز که بازار سهام نیست. به نظرم نویسنده بایستی دقت بیشتری در انتشار روزمره‌نویسی‌هایش داشته باشد.

 

خب، این کتاب به درد چه کسی می‌خورد؟ به درد کسی که بخواهد خلاصهٔ کتاب‌های این موضوع را به شکل یک‌جا ببلعد.

 

آیا کتاب جذابی است؟ برای من که عادت به تندخوانی و یک‌جاخوانی دارم این کتاب سه ماه خواندنش به طول انجامید. به خاطر آن که کتاب «تفکر سریع و کند» را قبلاً خوانده بودم، تقریباً‌ هیچ حرف جدیدی در این کتاب پیدا نکردم. صرفاً خلاصه‌نگاری‌ای بود از آن یکی دیگر. 

 

اما سؤال‌ آخر درگوشی: چرا کتاب‌های مبتذل این قدر در ایران پرطرفدار می‌شوند؟ در آمریکا از این خبرها اگر هم باشد، به غلظت ام‌القرای جهان اسلام! نیست.
 

۰۳ خرداد ۰۰ ، ۱۹:۵۱
محمدصادق رسولی