محمدصادق رسولی

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب دینی» ثبت شده است

قفسه‌نوشت ۳۳۶: می‌خواهم شیعه شوم؛ از مریم سها و احمدرضا اخوت

این کتاب را به حساب کتاب تربیتی خریدم ولی ظاهراً بیشتر کتابی است ذوقی در باب اخلاق و سبک زندگی شیعی. این کتاب را می‌شود در یک نشست خواند و نوعی نگاه ذوقی به مقولهٔ دین‌داری دارد. برای من این کتاب‌ها دیگر جذاب نیست اما شاید برای جوان‌ترهای علاقه‌مند به سبک زندگی دینی جالب باشد.
 

۰۴ بهمن ۰۲ ، ۰۱:۴۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۳۳۵: آموزش عقائد؛ از محمدتقی مصباح یزدی

این کتاب از توحید شروع می‌کند به نبوت و امامت، معاد و ایمان می‌رسد و با بحث شفاعت به پایان می‌رسد. با فصل‌های کوتاه سه چهار صفحه‌ای که آخر هر فصل، پرسش‌هایی برای مرور وجود دارد.

از نحوهٔ فصل‌بندی و نگارش کتاب و البته از مقدمه‌اش برمی‌آید که این کتاب برای طرح‌های آموزشی مانند طرح ولایت که مرحوم مصباح جزو بانیانش بود طراحی شده است که استاد باید پای کار کتاب باشد و موارد مجمل را به تفصیل توضیح دهد. بنابراین به استثنای برخی از فصول اولیه در مورد مسائل فلسفی در باب اثبات خالق یکتا که به نظرم جالب بودند، بقیه باید به شکل تعاملی و در کلاس درس خوانده شود و به درد مطالعهٔ انفرادی نمی‌خورد. 
 

۲۷ دی ۰۲ ، ۲۱:۵۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۳۳۴: تربیت دینی کودک؛ از محی‌الدین حائری شیرازی

کوتاه سخن: در مجموع کتابی است با نکات جالب و آموزنده.

اما گلایه‌ای تقریباً تکراری: فرض کنید عالمی دینی برود منبری چندجلسه‌ای منسجم ترتیب بدهد در موضوعی: مثلاً تربیت دینی کودک. حالا وسط سخنرانی به خاطر آن که مخاطب را سر ذوق بیاورد از سر ذوق حرف‌هایی بزند که مبنای دقیق علمی ندارد: مثلاً این که کل اقتصاد چپ و راست را بی‌فایده بخواند و از اقتصاد اسلامی بگوید؛ پنداری در ایران اقتصاد اسلامی تعریف‌شدهٔ پیاده‌سازی‌شده وجود دارد. تا اینجای کار من مشکلی ندارم. به نظرم خیلی مشکلی با این حرف‌های ذوقی نیست تا زمانی که نخواهند همان حرف‌ها را عین به عین به کتاب تبدیل کنند. نمی‌دانم کی این روند تبدیل کتاب به منبر به پایانش برسد ولی هر چه که هست ما با انبوهی از کتاب‌ها در این موضوع مواجهیم که حتی بعید می‌دانم توان توجیه و تنبیه هم‌فکرانش را داشته باشد. این ناهم‌زبانی علمای دینی با مردم عادی خصوصاً تحصیل‌کردگان دانشگاهی مسألهٔ مهمی است که متأسفانه ساده‌انگارانه با آن برخورد می‌شود.
 

۲۷ دی ۰۲ ، ۲۱:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۳۲۹: نقدی بر هرمونتیک؛ از علی صفایی حائری

این کتاب دو نقد است بر دو کتاب. دومی را فقط تورق کردم چون در مورد اصل موضوع بحث دیدگاهی نداشتم. اولی را دو بار خواندم و به نظرم جواب‌های خوبی در آن بود. در وبلاگ منتسب به نویسنده‌ (ایشان قبل از عصر وبلاگ‌ها مرحوم شده‌اند) گزیده‌ای از آن مطلب را پیدا کردم، اینجا می‌گذارم و پیشنهاد می‌کنم تا انتها بخوانید.

ادامه مطلب...
۰۱ دی ۰۲ ، ۲۲:۲۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۳۰۲: حرکت؛ از علی صفائی حائری

 

حیف که وقت نوشتن دربارهٔ این کتاب را ندارم. مثل همیشه خواندنی اما بسیار فشرده است.

 

بخشی از آغاز این کتاب:

کفر متحرک به اسلام می‌رسد، ولی اسلام راکد، پدربزرگ کفر است. سلمان‌ها درحالی‌که کافر بودند، حرکتشان آنها را به رسول منتهی کرد و زبیرها درحالی‌که با رسول بودند، رکودِشان آنها را به کفر پیوند زد.

 

۱۴ شهریور ۰۲ ، ۲۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۲۸۹: پیش‌گویی‌هایی از آخرالزمان؛ از علی رضایی


این کتاب شباهت بسیار زیادی به کتاب «عصر ظهور» از «علی کورانی» دارد. از جهت‌هایی برخی از مسائل در این کتاب مبسوط‌تر است مانند پیش‌گویی‌های روایتی در مورد حضور ایرانیان، تعداد یاران امام زمان به تفکیک شهر، روایت‌های خاص در مورد طالقان، ری، قم و خراسان؛ یا یک فصل جداگانه در مورد روایت‌های اهل سنت که برایم خیلی جالب توجه بود. نقطهٔ ضعف کتاب جاهایی است که نویسنده می‌خواهد باب روز حرف بزند و آرماگدون و سینمای هالیوود و «دلبستهٔ یاران خراسانی خویشم» را می‌آورد وسط. یا جاهایی نویسنده به حوزهٔ علمیهٔ قم می‌نازد و یک جورهایی تطبیق روایت‌های در مورد قم را با تلاش‌های حوزهٔ علمیه در جهت ترویج دین می‌دهد. مطلب دیگری در کتاب عصر ظهور بود و اینجا نبود، در مورد استقبال فراوان غربی‌ها در عصر ظهور و در مقابل مخالفت بسیاری از مسلمانان با امام زمان است. حتی یادم هست حدیثی در مورد این که وقتی خبر ظهور می‌رسد، غربی‌های متمایل به امام، از روی ابرها سفر می‌کنند، صبح که راه می‌افتند همان روز می‌رسند به شرق (قاعدتاً یا طی‌الارض است یا هواپیما). اما در این کتاب چیزی در این موارد نوشته نشده است. همین‌طور این که احادیثی در مورد ری (تهران امروز؟)‌ قبلاً شنیده‌ام که آخرالزمان باید از آن گریخت. در این کتاب به آن‌ها هم اشاره‌ای نشده است.

 

برای من آن بخشی از ظهور شبهه‌ناک‌تر است که در مورد تولد امام زمان و خود شخص ایشان است؛ لذا این بحث که اهل سنت هم مانند شیعه بسیار حدیث و روایت شبیه در مورد عصر ظهور دارند حرف جدیدی نبود ولی یادآوری‌اش هر چند وقت یک بار لازم است (کما این که عصر ظهور را ده سال پیش همین‌موقع‌ها خوانده بودم). پارسال کتاب «امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور» از سید محمدکاظم قزوینی را خوانده بودم که در آن کتاب خیلی تحلیلی‌تر از جنبه‌ای در مورد مسائل مرتبط با امام زمان صحبت شده است.
 

۰۱ ارديبهشت ۰۲ ، ۰۱:۲۷ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۲۸۶: مناجات؛ از مجتبی تهرانی

 

اولین بار یکی از شب‌های ماه رمضان سال ۸۴ خورشیدی با دانشجویان خوابگاهی به جلسهٔ رمضانی آقامجتبی تهرانی در خیابان ایران رفتم و از قضا دیر رسیدیم و چیزی هم یادم نمی‌آید از گفته‌های آن شب. خیلی اتفاقی این کتاب مربوط به سخنرانی‌های آن زمان است. بعدتر رمضان ۸۶ تقریباً هر شب، و از سال ۸۷ تقریباً همهٔ برنامه‌های آقامجتبی تهرانی را تا زمانی که ایشان در اوایل سال ۹۱ بیماری‌شان تشدید شد، می‌رفتم. چند ماه بعد از آمدنم به آمریکا ایشان به رحمت خدا رفت. برنامه‌ها برخلاف عرف هیئتی ایران، به شدت منظم بود، سر وقت شروع می‌شد، تحقیقاً بین ۲۸ تا ۳۰ دقیقه سخنرانی طول می‌کشید و سخنران همیشه چشمش به ساعت دیواری آویزان روی ستون روی منبر بود که از زمان تخطی نکند. تا زمانی که در قید حیات بود به سختی می‌شد ویدئویی از سخنرانی‌اش پیدا کرد. یک بار مضموناً گفت «اگر یزید فلان کار را می‌کرد، خود مسلمین می‌زدند ماتحتش و بیرونش می‌انداختند» و حتی آن بخش از صوت سخنرانی‌اش حذف شد. با وجود آن که از شاگردان اصلی امام خمینی در نجف بود، بعد از انقلاب هیچ سمتی را نپذیرفت و بنایش این بود که اگر از کل جلساتش فقط یک نفر به راه راست هدایت شود، او کارش را انجام داده است. و شنیده‌ام مرحوم صیاد شیرازی در اواخر عمرش پامنبری ثابت او بود.

این کتاب حاشیه‌اش از متنش برای من بیشتر است. متروی بهارستان، گذشتن از کنار مجلس، خیابان ایران و گاهی پذیرایی مختصری با پیراشکی‌فروشی سر کوچهٔ شهید ملکی و چای همیشگی آن هیئت. 

کتاب، عنوانش واضح است: در مورد مناجات و آداب خلوت با خدا که باید به فراغت وقت و فراغت قلب رسید. 
 

۲۹ فروردين ۰۲ ، ۰۴:۲۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۲۸۴: حیات برتر؛ از علی صفایی حائری

عنوان کتاب گویای محتوای مطلب است. این کتاب گردآوری سخنرانی مرحوم صفایی حائری پس از فوت ایشان است. در اینجا هم با گزیده‌گویی مواجهیم که البته به نظرم بیشتر به درد منبر می‌خورد تا کتاب. اما یک نکتهٔ جالب که در این کتاب برایم بود نظر صفایی در مورد اثبات معاد است. او اعتقاد زیادی به بحث ایجاب عدل (جزا و پاداش بعد از مرگ) برای اثبات ندارد و می‌گوید ایمان به انسان و ایمان به «ادامهٔ انسان» است که باعث می‌شود ما معادباور شویم. مبحث جالب دیگر، نوع پاسخ‌دهی پروردگار در قرآن نسبت به منکرین معاد است. کتاب در مجموع با توجه به قلم درشت خیلی زود تمام می‌شود و شاید برای این روزها خواندنش مفید باشد.

سال‌ها پیش مطلبی نوشته بودم در مورد مشکلات زندگی یکی از استادان دانشگاه. بیشتر این اطلاعات را از همسر ایشان که همکار من بود می‌دانستم. متأسفانه امروز باخبر شدم این استاد به رحمت خدا رفت. واقعاً‌ انسان متواضع و بااخلاقی بود. تمام خاطرات دوران دانشجویی یک‌جا زنده شد. 

 

۱۰ فروردين ۰۲ ، ۲۰:۳۷ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۲۷۷: مهدویت و آرامش روان؛ از محمد سبحانی‌نیا

 

سعی این کتاب ۱۹۵ صفحه‌ای آن است که نخست با صحبت پیرامون موارد یادشدهٔ آرامش در علم روان‌شناسی نوین برگرفته از آرای بزرگانی چون مازلو، فروم و جیمز طرح مطلب کند و سپس اندیشهٔ موعودگرای شیعه را منبع الهام آرامش برای انسان متمدن نشان بدهد. سعی نویسنده بسیار ستودنی است اما کتابی که قبل از خواندن بشود در موردش حدس زد و توضیحات کتاب کمک شایانی به اصل مطلب نکند، یک جای کارش می‌لنگد. لحن نوشتاری کتاب چیزی است مابین ادبیات آخوندی و مقالات علوم انسانی که هیچ کدام به درد کتاب نمی‌خورند. یعنی احتمالاً نه گروه علوم انسانی‌خوان با این کتاب ارتباط بگیرند نه مخاطب پامنبری. آن‌قدری این کتاب مرا جذب نکرد که نیمه رهایش نکنم.
 

۱۷ اسفند ۰۱ ، ۰۳:۳۶ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی

قفسه‌نوشت ۲۶۵: منهای فقر؛ از محمدرضا حکیمی

این کتاب را «مرتضی کیا» از روی نوشته‌های محمدرضا حکیمی گرد آورده است. مضمون همانی است که عنوان کتاب می‌گوید. احادیثی در باب فقر و عدالت در جامعهٔ‌ اسلامی با ترجمه‌های تأویلی و آزاد. این کتاب خیلی اخباری است و انقلابی. اخباری از آن جهت است که بدون توضیح و تفصیل احادیثی را که می‌دانیم در باب عدالت بازمی‌گوید بی‌آن که در مورد بافت اجتماعی و تاریخی هر حدیث توضیحی دهد. و انقلابی است به آن خاطر که احادیث صریح‌تر را در اولویت گذاشته است. مشکل اصلی من با این کتاب آن است که شعاری است، روی زمین نیست و انگار متوجه فرآیندهای تاریخی و اجتماعی جهان امروز نیست. به همین خاطر این حرف‌ها متأسفانه به همان قشنگی که هستند در کتاب جا خوش می‌کند و در زندگی جاری جای خالی‌ای را پر نمی‌کند. کتاب را نیمه رها کردم.
 

۰۴ دی ۰۱ ، ۲۰:۲۳ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمدصادق رسولی