دلشــرم

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

دلشــرم

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

دلشــرم
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!


  • محمدصادق رسولی

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!

  • محمدصادق رسولی

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!


  • محمدصادق رسولی

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!


  • محمدصادق رسولی

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!


  • محمدصادق رسولی
سلام دوستان گرامی
پیش از هر حرفی، باید از لطف شما نسبت به حقیر، بسیار تشکر کنم. برای بنده این ارتباط هرچند محدود مایهٔ دلگرمی بسیار است. نظرهای بسیار جالبی را در قسمت‌های قبلی بیان کردید که جز تشکر از من کاری ساخته نیست. متأسفانه به دلیل مشغلهٔ درسی نتوانستم مدتی به‌روز کنم. اگر هم خطاهای فاحش نگارشی می‌بینید، از این بابت عذرخواهی می‌کنم. ان‌شاءالله از هفتهٔ آینده عازم ایالت کالیفرنیا برای کارآموزی سه‌ماه در شرکتی در درهٔ سیلیکون،‌ شهر سانی‌ویل هستم. شاید تابستان فرصت بهتری برای تکمیل نوشته‌ها باشد.

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!

  • محمدصادق رسولی

مشتاقم ای بهار

۱۴
ارديبهشت


بنشین برابرم که تماشا کنم تو را

تا در دو چشم خسته مهیا کنم تو را


تو آیت بهاری و معنای آفتاب

آیینه می‌شوم که هویدا کنم تو را


در های و هوی قصه بگو راز عشق را

شاید میان این همه پیدا کنم تو را


سر می‌زنم به خاطرهٔ چشم‌های تو

تا با نگاه سرزده دریا کنم تو را


چشمت بهار، سبزترین راز زندگی

نفرین به هر چه واژه که حاشا کنم تو را


در جان و دل گره زده‌ای مهر خویش را

اصلاً نمی‌شود ز دلم وا کنم تو را


با خنده‌هات ای گل مریم،‌ نفس بده

این روح مرده را، که مسیحا کنم تو را


آغوش باز پنجره، دستان عاشقم

آیا اجازه هست تمنا کنم تو را


تصویر ناب باغ گل از قاب پنجره

مشتاقم ای بهار که زیبا کنم تو را


منهتن، نیویورک

آوریل-می ۲۰۱۳



  • محمدصادق رسولی

پیش‌نوشت

از شما بابت حوصله‌ای که در خواندن این مطالب دارید و داشتید ممنونم. سال نو را به شما تبریک می‌گویم. امید آن که سالی سرشار داشته باشید.



*******

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!

  • محمدصادق رسولی

پیش‌نوشت

بالاخره کار و درس آن‌قدر زیاد شد که نتوانستم منظم به‌روز کنم. همان طور که گفته بودم از مطالبی به بعد، از قالب خاطره بیرون می‌آیم و گزیده‌گویی می‌کنم تا نه سر شما درد بیاید و نه دست و بال حقیر. راستش دوست‌تر داشتم که خاطره‌گویی کنم ولی شاید الان به صلاح نباشد. البته برای سفر به شهرهای دیگری که کرده‌ام و به امید خدا خواهم کرد بیشتر خواهم نوشت. از میانهٔ این متن به بعد، به صورت موضوعی مطالب را نوشته‌ام. اگر موضوعاتی هست که به نظرتان می‌رسد باید بنویسم لطف کنید بفرمایید تا در آن مورد بنویسم. موضوعاتی مانند دین و دین‌داری،‌ ایرانیان نیویورک، بانک و تعاملات مالی، هزینه‌های زندگی در نیویورک و چند موضوع دیگر را مد نظر دارم که به امید خدا درباره‌شان می‌نویسم.


*******

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!

  • محمدصادق رسولی

حیف

۰۶
اسفند

پلک باز پنجره

خندهٔ صریح آفتاب، پشت شیشهٔ بخاردیدهٔ سحر

آسمان شب، پر از سرود روشن ستاره‌های بی‌خبر

ابرهای گریه‌ناک

بادهای دربه‌در

                                                               -این نشانه‌های پاک عاشقی-

حیف...

جای تو برای زندگی چه خالی است

حیفِ کوچه‌های گرد و خاک‌دیدهٔ غروب

                                                                -جاده‌های نصفه‌نیمهٔ کدر-

حیف برف‌های رو به اهتزار، روی سقف انتظار

که تو را و طعم بودن تو را ندیده‌اند


زمستان ۱۳۹۱

  • محمدصادق رسولی