دلشــرم

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

دلشــرم
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

سیاه‌مشق ۵۵

با پای خواب در آن کافهٔ شلوغ، لختی قدم به ساحت رؤیا گذاشتم
دل را در آن هوای پر از هرم التهاب، با های و هوی دلهره تنها گذاشتم

 

تنهاتر از تمام جهان بود لحظه‌ام وقتی که خواب چشم مرا تا سراب برد
صبح آمد و نشد که بفهمم چگونه من، با پلک روی حرف دلم پا گذاشتم

 

با بغض گفتمش بنشینیم لحظه‌ای تا فرصتی برای تماشا فراهم است
آمد نشست و به چشمش نگاه... نه! داغی به دل برای تماشا گذاشتم

 

با استکان چای که بر روی میز بود، رؤیا تمام گشت و به آخر رسید کار
در استکان خاطره‌ام جای چشم‌هاش، چیزی شبیه وسعت دریا گذاشتم

 

اصلاً نشد که بپرسم که کیست او، در لحظه‌های ساده و بارانی دلم
این قصه زود به آخر رسید و من، تنها قدم به لحظهٔ فردا گذاشتم

 

فردا دوباره پشت میز نشستم که واژه‌ها از خاطرات گنگ من آواره‌تر شوند
نفرین لحظهٔ بیداری من است، شعری که پیش شما جا گذاشتم

 

نیویورک؛ جمعه ۲۶ ژانویه ۲۰۱۸
 

  • محمدصادق رسولی

سیاه‌مشق

شعر

غزل

نظرات  (۲)

خوشحال شدم از اینکه بعد از مدتی وبلاگ رو به روز کردین. فضای اینجا رو دوست دارم اینکه کتاب هایی که میخونید رو همراه با دیدگاهتون به اشتراک میگذارید.

موفق باشید

  • سیدعلی بطحایی
  • سلام.خداقوت بر دوست خوبم .کتاب(آسیب شناسی دینی)اثر استاد محمداسفندیاری در موضوع نقد دینداری و آسیب های  رفتارهای دینداران بسیار برای دینداری صائب در دنیای معاصر خواندنی است.از ارایه اطلاعات عالی شما در شناساندن آمریکا بدون رتوش سپاسگزارم ومنتظر مطالب جدیدت هستیم.ما را از شرابه (آب شنگولی)ها سفر و همسفرهای شراب(آب شنگولی) اتان بی نصیب نگذارید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی