دلشــرم

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

دلشــرم

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

دلشــرم
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

سیاه‌مشق ۵۲

دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۸ ق.ظ

مار سیاه قرن آهن و تردید

آن ازدحام که خوابش دراز شد

آنک قطار آمده از قلب کوه‌ها

در امتداد رود دلش سوز و ساز شد


بر زخمی کنارهٔ این رود می‌شود

فریاد عاجزانهٔ این قرن را شنید

با یک نگاه به این فاضلاب علم

-ادرار شیمیایی یک عمر ابتکار-

هیچِ هماره را به تماشا نشست و دید

از آسمان صدای کبوتر نمی‌رسد

جز آن کبوتران سنگ‌دل پر سر و صدا

با فضله‌های مشتعل از خفّت هوا


در زخمی کنارهٔ این رود می‌شود

دنبال گور خدا بود و دور شد

گم شد میان جنگلِ یک شهر انزوا

در حسرت زیاد خورشید کور شد


تابستان ۲۰۱۸، نیویورک
  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۵/۲۹
  • ۱۹۱ نمایش
  • محمدصادق رسولی

سیاه‌مشق

شعر

شعر آزاد

نیمایی

نظرات (۱)

خیلی عالی بود
God bless you
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی