دلشــرم

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

دلشــرم

ادامهٔ وب‌نوشت‌های دلشـــرم در بلاگفا

دلشــرم
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

سیاه‌مشق ۴۸

چهارشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ب.ظ


چلهٔ عزا به سر آمد، چلهٔ پیاده رفتن شد

موقع شکست حصر آمد، نوبت رهایی از تن شد


راه خسروی چه شیرین شد، رد شدن ز مرز خواهش‌ها

موقع زیارتی دیگر، وقت ترک مام میهن شد


اربعین برای بعضی‌ها، سرگذشت کهنهٔ تقویم

از برای عاشقان اما، علت اصیلِ بودن شد


ای عجب که مانده‌ایم اینجا، در حصار تنگ این دنیا

دیگران که پر کشیدند و سهم‌شان شکستن من شد


ما سواره‌ها چه می‌فهمیم شوکت پیاده رفتن را

تاول قدومتان گویا تیر بر نگاه دشمن شد


روی من سیاه چون تاریخ، رویتان سپید چون جون است

جز دریغ و حسرتی دیگر، سهم من کمی سرودن شد


نیویورک -- صفر ۱۴۳۸ (۲۰۱۶)

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۸/۲۶
  • ۳۵۵ نمایش
  • محمدصادق رسولی

آیینی

شعر

غزل

نظرات (۵)

سلام. دلنشین بود. خیلی جالبه این حال تو نیویورک . خدا حفظ تون کنه .
کم کم دارم دوباره به شعرهات علاقمند میشم :)


 با پرچم حسین به دل دنیا میزنیم...
پیاده میرسیم ، با پیرهن سیاه به تن...
جناب رسولی سلام
میخواستم پیشنهاد بدم، یه کانال تلگرامی برای سفرنامه تون درست کنید. خیلی دم دست تر و قابل استفاده تره. اگر هم که یه همچین کانالی دارید که نشانیش رو بذارید که استفاده کنیم.
چه حوصله ای دارین برا نوشتن....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی